تبليغاتX
 در راهم... منتظر باش
 

هم....

راهیست  راه  عشق که هیچش  کناره نیست

                 آن جا جز آن که جان بسپارند چاره نیست

هر گه که دل  به عشق دهی  خوش دمی بود

                 در کار خیر  حاجت  هیچ  استخاره  نیست




 

نوشته شده توسط محمد صالحه در شنبه نهم آبان 1388 ساعت 11:5 موضوع | لینک ثابت


"

کاش اون حس فقط تجربه ی عشق نباشه...

کاش فقط دنبال تجربه ی یه چیز نباشی...

و گر نه یادت میره... خیلی زود تجربتو فراموش می کنی

"

چی بگم؟...


 

نوشته شده توسط محمد صالحه در یکشنبه بیست و ششم مهر 1388 ساعت 23:23 موضوع | لینک ثابت


حیران

خموش حافظ و از جور یار ناله مکنتو را که گفت که در روی خوب حیران باش


 

نوشته شده توسط محمد صالحه در یکشنبه بیست و پنجم مرداد 1388 ساعت 1:39 موضوع | لینک ثابت


شناخت

اولین قدم در شناختن جهان، شناسوندن خودت به اونه.


اولین قدم در شناخت آدمهای دیگه، شناسوندن خودت به اونهاست.


 

نوشته شده توسط محمد صالحه در دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387 ساعت 0:24 موضوع | لینک ثابت


عشق - ترحم

نبایستی به انسان ترحم کرد، به انسان باید عشق ورزید،
و من ترحم را، از هر جا و هر منبعی باشد، نمی خواهم،

به همدیگر رحم نکنید، عشق بورزید

و یکدیگر را دوست داشته باشید،
ترحم درخور حیوانات است،
دست ترحم را رد کنید و دست عاشق را با عشق بفشارید.

پروفسور محسن هشترودی


 

نوشته شده توسط محمد صالحه در شنبه سیزدهم مهر 1387 ساعت 12:48 موضوع | لینک ثابت


تازه ی تازه

هزار دفعه که این بیت رو بخونم و صد دفعه هم که بنویسم، هنوز تازه ی تازه

در زلف چون کمندش ای دل مپیچ که آنجا
سرها بریده  بینی   بی جرم و بی  جنایت


 

نوشته شده توسط محمد صالحه در پنجشنبه سی ام خرداد 1387 ساعت 12:57 موضوع | لینک ثابت


شکفتن


 

نوشته شده توسط محمد صالحه در یکشنبه بیست و هشتم بهمن 1386 ساعت 1:57 موضوع | لینک ثابت


واقعیت

واقعیت،
واقعیت دارد؟


 

نوشته شده توسط محمد صالحه در پنجشنبه یازدهم بهمن 1386 ساعت 0:41 موضوع | لینک ثابت


ای کاش میتونستم بهت بگم...

ای کاش می تونستم...

ای کاش می تونستم بهت بگم...

ای کاش می تونستم بهت بگم

واقعیت خنده ها رو

 واقعیت زندگی رو

ای کاش می تونستم بهت بگم

 ارزش گریه رو

 و زود گذری شو

 و زود گذری زندگی رو

 و... خنده ها شو

ای کاش می تونستم بهت بگم

 بزرگی عشق رو

 و بزرگی دوستی رو

 و بزرگی علاقه رو

 و اینکه چقدر راحت می شه کوچیکشون کرد...

ای کاش می تونستم بهت بگم

 داستان این لحظه ها رو

 خاطره ها رو


 

نوشته شده توسط محمد صالحه در چهارشنبه یازدهم مهر 1386 ساعت 14:7 موضوع | لینک ثابت


باز هم یادش بخیر

و هنوز سوزش انگشتانم و هنوز هم لبخند


 

نوشته شده توسط محمد صالحه در چهارشنبه نهم خرداد 1386 ساعت 23:34 موضوع | لینک ثابت